أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
299
آثار الباقيه ( فارسى )
را دوست ميدارند و باز از راه تناسل كثرت و فزونى مىيابند و چون زياد شدند در آنان بغض و حسد و پيش افتادن در مناصب راه مىيابد تا آنكه اين كارها سبب بروز فتنه و جنگ و ديگر امور ناخوشآيند مىشود و چون ظلم و ستم به برترين حد خود رسيد باز توفان پيدا مىشود و اوضاع پيشين تجديد مىگردد و يونانيان بر اين رأى بودهاند كه زاوس كه وضع نواميس و قوانين را به دو نسبت مىدهند در آخرين توفان پيش از ما ، پدر همه بشر است و در كتاب نواميس افلاطون عباراتى شبيه بلكه مطابق با اين عقائد يافت مىشود . زردشت سپس زردشت « 1 » پسر سفيد تومان « 2 » ظهور كرد و او از مردم آذربايجان بود . و از تخمه منوچهر و در شمار اعيان و اشراف خانوادههاى موقان « 3 » ظهور او در سال سىام از پادشاهى گشتاسب بود و او قبايى پوشيده بود كه از جلو و عقب چاك داشت و بر خود زنارى از ليف بسته بود و نمدى منقوش دربر داشت و كاغذى كهنه با خود داشت كه بر سينه خويش گذاشته بود . عقيده زردشتىها اين است زردتشت از سقف ايوان در بلخ هنگام نيمروز از آسمان به زمين آمد و سقف بر او بشكافت و بر گشتاسب كه در خواب نيمروز بود زردشت وارد شد و او را به كيش خود و بايمان به خداوند و تسبيح و تقديس او و به كفر به پرستش و اطاعت شيطان و بفرمانبردارى از پادشاهان و اصلاح طبيعت و نكاح انساب نزديك دعوت كرد . درباره نكاح مادر كه به زردشتىها نسبت ميدهند از سپهبد مرزبان بن رستم شنيدم كه زرتشت اين عمل را تشريع نكرده و چون گشتاسب خردمندان و سالخوردگان و بزرگان كشور خود را براى گفتگو با زردشت در مجلسى گرد آورد
--> ( 1 ) - در همه جاى كتاب زرادشت و گاهى هم زراتشت است . ( 2 ) - اين كلمه برطبق اوستا تصحيف واژه اسپنتمان است . ( 3 ) - اين كلمه نيز تصحيف مغان است كه مفرد آن مغ باشد و در هند مگ گويند چنان كه بيرونى در كتاب الهند گويد ويسمون بهامك و مجوس همين كلمه است .